|
نمی دونم از کجا شروع کنم غصه تلخ سادگمو
نمی دونم چرا قسمت میکنم روزهای خوب زندگمو
چرا تو اول غصه همه دوستم میدارند
وسط غصه می شه سر به سر من میزارند
تا میخواد غصه تموم شه همه تنهام میزارند
می تونم مثل همه یک عشق بادی بسازم
تا با یک نیش زبون بتکه خراب بشه
می تونم بازی کنم با عشق احساس کنی
می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی
می تونم دروغ بگم ت خودمو شیرین کنم
می تونم پشت ال های قایم بشم کمین کنم
ولی با این همه حرفها باز منم مثل اونها
یک دروغگو میشمو همیشه ورد زبونم
یه نفر پیدا بشه به من بگه چی کار کنم
با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار کنم
من باید از چه بفهمم چه کسی دوستم داره
تو دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره وجود داره وجود داره
خیلی خیلی خیلی ببخشید عزیزانم من را
من درگیر کارهاییم بودم
و
نتوانستم درست برای شما باز رسانی کنم
ولی
از این به بعد درست میشه
امیدوارم که از این شعر خوشتان بیایید
راستی یادتان نره جان بهترین کستان نظر یادتان نره بدید
تا
من هم بتوانم شارژ بشم تا بهتر برایتان بنویسم
|